آهنگ سختی از شایان سخائی

سخت سختی میکشم رنجی به دوشم میکشم آخرم باز همان انسان تلخ و ناخوشم کل ذوقم را برای جیب خالی میکُشم تا که دریابم کمی آرامش و آسایشم بی حوصله ام وه که دگر تاب ندارم از فکر و خیالم شب و روز خواب ندارم بی دل شده ام حس که دگر هیچ ندارم سر بر سر بالش نه به گریبان میگذارم خیام: افسوس که نامه ی جوانی طی شد و آن تازه بهار زندگانی دی شد آن مرغ طرب که نام او بود شباب افسوس ندانم که کی آمد کی شد

پاسخ به

×